top of page
Search

سرم شاليزاری‌ست

سرم شاليزاری‌ست كه سالهاست كابوس هايم گرازهايش را فرارى مى دهد! از تار تار گيسويم برنج روييده است و من همچنان اينگونه گرسنه ام...

ملكه زنبورها مرده است!

خواب مى بينم به خانه كودكيم رسيده‌ام كليدم به در نمى خورد در حياط، زنبورداران با قيافه هايى كه با يك من عسل نمى شود خورد، عسل در شيشه...

اتوبیوگرافی

...عبور مى كنيم از ميان مرگ و آژير! عبور مى كنيم از باغ هايى كه پروانه هايش در پيله مرده اند! عبور مى كنيم از طعم شيرين شكلاتى كه با...

ماشین پشت سر هی چراغ می دهد

دود، دید را محدود می کند! ستاره های سرخ از پنجره ماشین بیرون می پاشند! تصویر جاده در آب می لرزد! باد اشک و سیگار خاموش را می رباید! پایان...

جهانى كه هيچ كجايش خانه من نبود

روح ترك خورده ام اين بار در غالب چينى بر پيشانى از آينه بيرون آمد و در قلبم فرو رفت. خون، روى سپيد عروسك پارچه‌اى ناتمامى را كه براى...

bottom of page